دلم هیجان می خواست

و این بار به هیجانی رسیدم که گلویم را خشک کرد و نفسم را بالا نیامدنی!

فیس بوک!

دوستی (؟) می گفت: همه سرچ ها برای بازی نیست!

فکر نمی کردم پیدایش کنم! سرچ کردم... کاش جوابی نمی گرفتم.

چرا آدم ها به هر دلیلی از سر خوشبختی یا بدبختی مسیرشان را عوض می کنند بدون اطلاع تویی که سالهاست از زندگی شان خارج شده ای و خاطره آنها را در همان راستا کش داده ای و کش داده ای و کش داده ای؟!؟

چرا زندگی ما فقط مال ماست و فکر پی آمد افکار و اعمالمان بر زندگی دیگران نیستیم و هر روز جور دیگر می اندیشیم و عمل می کنیم بی اعتنا به آنها که در حال کش دادن ما هستند؟

همان بت کودکی!

چهره اش را می شناسم، به مدد دوست مشترک و سال تولد شک نمی کنم! اما بی حجابی اش را نه! و شوهرش را اصلا!!

مهندسی شیمی هم خوانده!

لینک وبلاگش هم هست...

 

 

این روزها روزهای مواجه با سال های دور است!

 

ادش نمی کنم :(

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
shohreh

:-؟ یعنی کی میتونسته باشه؟

سی

نسییییییییمییییییییییییییی خیلی باحال بود [قهقهه]

خپیت

یادت باشه بهم بگی کی بوده!! راستی یه خبر دااااااااااااااااااااغ داااااااااااااااااااااااغ فقط برای تو زنگ شدم سریع بهت بگم ولی جواب ندادی. همسایه ی آز حالتو می پرسید..رفیقت چیکار می کنه؟ تازه بهم گفت بهت سلام برسونم:) (ولی نگفت بوسش کن)

shohreh

عجب! منم به این موارد برخورد کردم که طرف 180 درجه عوض شده ولی هیچ وقت عاشق هیچکدوم از این موارد نشده بودم. اون پستت رو یادم نمیومد خونده باشم، خیلی بانمک نوشته بودی:)) حالا کاش اد می کردی میدیدیم چه شکلیه:دی