الان شبیه کشیم که یه ذره دیگه کش بیام ددددننننننگ!:دی

 

من هنوز به نقطه استراحت نرسیدم

هنوز مقاله ها موندن

هنوز اضافه کردن پیشنهادات و یه چند جمله به بعضی جاها مونده

هنوز پرینت نسخه نهایی و صحافی و کارای فراغت موندن

 

بسته دیگه

 

البته خب در مقایسه با قسمتی که انجام شده خیلی خیلی کمه

کاش به قول دکی که گفت بچه ها دفاع که می کنن دیگه ٢ هفته دانشگاه پیداشون نمیشه میشد منم اینجوری می بودم. اما مای بیچاره باید تو همین ٢ هفته هر تاجی واسه نمره می خوایم به سر خودمون بزنیم. آخرش هم که 20 نمی شیم! اما من الان اینا رو می دم برن. دوست ندارم تا چند ماه دیگه به دیتاهاش ور برم.

نمی دونم واقعا بعضیا چرا اینجورین! بیچاره ها... انقدر هولن... انقدر نگرانن که آی یه وقت کم نیارن!‌ رقابت!! :-& بدبختیه واقعا! من که سر از کارشون در نیاوردم
اما خودمونیما... کلی خوب بود که جا موندن ;)) من راحت تر بودم. :)

دیگه دکتری و مهری هم که در کار نیست :))

خپیت! یه حرکتی بکن! خپیت٢ رو بساز! ما که گناهی نکردیم!

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
خپیت

باورت نمیشه نسیم ..انقد ناراحتم امروز..رفتم مدیریت وبلاگ اونجام زده بود که طبق مقررات دسترسی ممکن نیست.. تو همون آز زدم زیر گریه...دلم خیلی گرفت...7 سال باهاش بودم..کم نیست..نسیم... به قول دوستم تازه می خواست بره مدرسه:( حالم که گرفته بود همه ش تو دلم دوست داشتم یه جا این دلگیریمو بنویسم..ولی یهویی که یادم می افتاد که همون جایی که همیشه دلم می گرفت می نوشتم بسته شده بیشتر میشد این ناراحتیم:( من مگه چی می نوشتم؟ به کجا بر می خورد؟؟؟ اینجوری که شد بیشتر فوش می دم بهشون..:دی